ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو - ادبستان شعر پارسی % %

ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو

ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو

زین سو نظر مکن که از آن جاست آرزو

تردامنم مبین که از آن بحر تر شدم

گر گوهری ببین که چه دریاست آرزو

شست حق است آرزو و روح ماهی است

صیاد جان فداست چه زیباست آرزو

چون این جهان نبود خدا بود در کمال

ز آوردن من و تو چه می‌خواست آرزو

گر آرزو کژ است در او راستی بسی است

نی کز کژی و راست مبراست آرزو

آن کان دولتی که نهان شد به نام بد

آن چیست کژ نشین و بگو راست آرزو

موری است نقب کرده میان سرای عشق

هر چند بی‌پر است و به پرواست آرزو

مورش مگو ز جهل سلیمان وقت او است

زیرا که تخت و ملک بیاراست آرزو

بگشای شمس مفخر تبریز این گره

چیزی است کو نه ماست و نه جز ماست آرزو

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤