
عمعق بخارایی – قصیده شماره 5
در مدح ملک تاج الملوک محمود
وقت گل سوری، خیز ای نگار
بر گل سوری می سوری بیار
بربط سغدی را گردن بگیر
زخمه ی زیر و بم او برگمار
ای می نوشین، که چو جانم بدی
گر شدی اندر تن من پایدار
آنکه بود در تن آزادگان
از همه شادی و طرب دستیار
گوهر جودست، که گردد بدو
از گهر مردم جود آشکار
گر نبدی خاصیت او به جود
جای نبودیش کف شهریار
خسرو محمود، شهنشاه دهر
تاج ملوک و ملک شهریار
آتش سوزنده به هنگام رزم
مهر فروزنده به هنگام بار
آنکه ازو باغ بهار است ملک
کفّ زر افشانش ابر بهار