حکایت عبرت

گویند: روزی خلیفه از محلی می گذشت. دید که بهلول، زمین را با چوبی اندازه می گیرد.

 پرسید: چه می کنی؟

 گفت: می خواهم دنیا را تقسیم کنم تا ببینم به ما چه قدر می رسد و به شما چه قدر! هر چه سعی می کنم، می بینم که به من بیشتر از دو ذراع (حدود یک متر) نمی رسد و به تو هم بیشتر از این مقدار نمی رسد !


واژگان کلیدی : حکایت درباره در مورد با موضوع،مقاله متن نوشته،داستان کوتاه،کوتاهی از،حکایتی،عبرت آموز،کوتاه،عبرت انگیز،عبرت از دنیای بی وفا،

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها