قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد گر سلیمان بگذارد به سرم افسر خویش طبیب اصفهانی – مفردات شماره 11 گر سلیمان بگذارد به سرم افسر خویش کو دماغی که برآرم ز گریبان سر خویش نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط شکاف سینه رهبر شد به دل غمهای عالم را ادامه نوشته » فریاد که غیرت نگذارد که چو فرهاد ادامه نوشته » رخ مپوش از من سرت گردم که چون شمع سحر ادامه نوشته » تو که خفته ای به راحت دل تو خبر ندارد ادامه نوشته » میچکدم ز دیده خون وعده ی وصل یار کو؟ ادامه نوشته » آمد سپه بهار و شد لشکر دی ادامه نوشته »