قبلینوشته قبلی آمد سپه بهار و شد لشکر دی طبیب اصفهانی – مفردات شماره 17 آمد سپه بهار و شد لشکر دی بر شاخ نگر شکوفه چون افسر کی نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط سر قاتلی بنازم که ز کثرت ملایک ادامه نوشته » به این ذوق گرفتاری که من دارم زهی حسرت ادامه نوشته » رخ مپوش از من سرت گردم که چون شمع سحر ادامه نوشته » مردم از هجر و همان در پی آزار من است ادامه نوشته » دلبر آن به که به آزار دلم شاد کند ادامه نوشته » شکاف سینه رهبر شد به دل غمهای عالم را ادامه نوشته »