قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد مردم از هجر و همان در پی آزار من است طبیب اصفهانی – مفردات شماره 4 مردم از هجر و همان در پی آزار من است کِه درین شهر به بی رحمی دلدار من است؟ نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط در لجه ای که هیچ نشان از کران نبود ادامه نوشته » بنگر که یار خاطر ما شاد می کند ادامه نوشته » دلبر آن به که به آزار دلم شاد کند ادامه نوشته » چشم یک شهر شد از سوختن ما روشن ادامه نوشته » فریاد که غیرت نگذارد که چو فرهاد ادامه نوشته » رخ مپوش از من سرت گردم که چون شمع سحر ادامه نوشته »