نعل در آتش گذارد روی گرمت بوس را - ادبستان شعر پارسی % %

نعل در آتش گذارد روی گرمت بوس را

صائب تبریزی- غزل شماره 73

نعل در آتش گذارد روی گرمت بوس را

زخمی دندان کند لعلت لب افسوس را

ناله و افغان من از لنگر تمکین اوست

بت ز خاموشی به فریاد آورد ناقوس را

خط چنین گر تنگ سازد بر دهانش جای بوس

می کند گنجینۀ گوهر کف افسوس را

گردش نُه آسمان از آه آتشبار ماست

شمع می آرد به چرخ از دود خود فانوس را

دیدن گل از قفس، بارست بر مرغ چمن

رخنۀ زندان کند دلگیرتر محبوس را

سر ز دنبال خودآرا بر ندارد چشم شور

محضر قتل است حسن بال و پر طاوس را

دیده ای کز مو شکافی پرده سوز غفلت است

خانۀ صیّاد داند خرقۀ سالوس را

صاحبان کشف بیقدرند در درگاه حق

نیست صائب پیش شاهان رتبه ای جاسوس را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤