شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا - ادبستان شعر پارسی % %

شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا

صائب تبریزی- غزل شماره 621

شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا

گشوده شد درِ جنّت ازین کلید مرا

کنم سیاه ز نظّارۀ بنفشه خطان

شود دو دیده چو بادام اگر سفید مرا

گران نیَم به خریدار از سبکروحی

به سیم قلب چو یوسف توان خرید مرا

ز نیشتر چو رگ سنگ نیست پروایم

ز کوه درد ز بس نبض آرمید مرا

ز تخم سوخته، سبزی امید نتوان داشت

چگونه اخترِ طالع شود سعید مرا؟

نشد ز گوشۀ ابروی او گشاده دلم

چه دل گشاده شود از هلال عید مرا؟

ز حسن عاقبت عشق، چشم آن دارم

که صبحِ وصل شود، دیدۀ سفید مرا

ز روی تازۀ من، تازه روست صائب باغ

اگر چه نیست بری همچو سرو و بید مرا

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤