حسن کی در دلِ چون سنگ نماید خود را؟

صائب تبریزی- غزل شماره 502

حسن کی در دلِ چون سنگ نماید خود را؟

باده در شیشۀ بیرنگ نماید خود را

عشق ازان شوختر افتاده که پنهان گردد

این شرر در جگر سنگ نماید خود را

در شب تار کند جلوۀ دیگر آتش

چهره زیرِ خطِ شبرنگ نماید خود را

تکیه بر دوستی چرخ مکن کاین مکّار

به تو یکرنگ ز نیرنگ نماید خود را

زود باشد که زند غوطه به خون چون طاوس

خودنمایی که به صد رنگ نماید خود را

سنگ دندان پریشان سخنان است وقار

وای بر آن که سبک سنگ نماید خود را

شود از بخت سیه، جوهر ذاتی ظاهر

جوهر تیغ اگر از زنگ نماید خود را

عندلیبی که شد از نغمه شناسان نومید

به چه امّید بآهنگ نماید خود را؟

خون کند در دل صیّاد ز پُرکاریها

آهوی وحشی اگر لنگ نماید خود را

صائب آن حسنِ به سامان که نگنجد به خیال

چه قدر در نظر تنگ نماید خود را؟

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها