فروغ ذرّه به چشم من آب می آرد - ادبستان شعر پارسی % %

فروغ ذرّه به چشم من آب می آرد

صائب تبریزی- غزل شماره 3713

فروغ ذرّه به چشم من آب می آرد

که تاب شعشعۀ آفتاب می آرد؟

فدای آبلۀ پای جستجو گردم

که از سراب سبوی پر آب می آرد

شکسته رنگی ما را علاج خواهد کرد

رخی که رنگ به روی نقاب می آرد

ز عشق قسمت ما نیست غیر سینۀ چاک

کتان چه از سفر ماهتاب می آرد؟

در آن ریاض به بی حاصلی سمر شده ام

که نخل موم گل آفتاب می آرد

ز فیض عشق ضعیفان چنان قوی شده اند

که موج رخت به قصر حباب می آرد

هزار میکده خون می کند تهی صائب

کسی که یک سخن تلخ تاب می آرد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤