فقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجا - ادبستان شعر پارسی % %

فقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجا

صائب تبریزی- غزل شماره 318

فقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجا

که از درویش، همّت می کند دریوزه شاه اینجا

برآ زین خاکدان گر گوشۀ آسودگی خواهی

که چون صحرای محشر نیست امّید پناه اینجا

ز پستی می توان دریافت معراج بلندی را

سرافراز از شکستن می شود طرف کلاه اینجا

به دیوان قیامت چون شود حاضر گرانجانی

که نتواند قدم برداشت از بار گناه اینجا؟

به خون انداختم از حرص نان خود، ندانستم

کز اکسیر قناعت مشک می گردد گیاه اینجا

ز راه جذبۀ توفیق، سالک می شود واصل

به بال کهربا پرواز گیرد برگ کاه اینجا

گزیر از سرمه نبود دیدۀ آهو نگاهان را

مکن گر اهل دیدی، شکوه از بخت سیاه اینجا

درین عبرت سرا مگشا نظر زنهار بی عبرت

که می گردد ز گوهر قیمتی تار نگاه اینجا

جهان چون کاروان ریگ دارد نعل در آتش

مکن چون غافلان ریگ روان را تکیه گاه اینجا

سر از یک جیب با خورشید بیرون آوری صائب

ز صدق دل برآری گر نفس چون صبحگاه اینجا

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤