گر چه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما - ادبستان شعر پارسی % %

گر چه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما

صائب تبریزی- غزل شماره 285

گر چه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما

کار با اطفال چون افتاد مجنونیم ما

سرو آزادیم، ما را حاجت پیوند نیست

هر که از ما بگذرد چون آب، ممنونیم ما

نارسایی بادۀ ما را ز دوران مانع است

گر حصاری در خُم تن چون فلاطونیم ما

چشمۀ کوثر نمی سازد دل ما را خنک

تشنۀ بوسی از آن لبهای میگونیم ما

از حجاب عشق نتوانیم بالا کرد سر

در تماشاگاه لیلی بید مجنونیم ما

شکوۀ ما نعل وارونی است از بیداد چرخ

ورنه از غمخانۀ افلاک بیرونیم ما

در وجود خاکسار ما به چشم کم مبین

کز سویدا نقطۀ پرگار گردونیم ما

چون صدف گر آبرو را با گهر سودا کنیم

پیش طبع بی نیاز خویش مغبونیم ما

روح ما از پیکر خاکی است دایم در عذاب

در ضمیر خاک زندانی چو قارونیم ما

از دم تیغ است پشت تیغ بی آزارتر

هر که می گرداند از ما روی، ممنونیم ما

باعث سرسبزی باغیم در فصل خزان

در ریاض آفرینش سرو موزونیم ما

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤