شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست

صائب تبریزی- غزل شماره 1939

 

شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست

آهی که خیزد از دل ما گرد راه اوست

دل را ز کام هر دو جهان سرد ساختن

تأثیر اوّلین نفس صبحگاه اوست

از یک نگاه، زیر و زبر کردن جهان

بازیچه ای ز گردش چشم سیاه اوست

چون نور آفتاب، پریشان خرام نیست

دلهای چاک، مشرق روی چو ماه اوست

گردون که صبح و شام زنده غوطه در شفق

صید به خون تپیده ای از صیدگاه است

نتوان شکست لشکر دل را به ترکتاز

این فتح در شکستن طرف کلاه اوست

هر سینه ای که پاک شد از گرد آرزو

میدان تیغ بازی برق نگاه اوست

فتح از سپاه عشق بود، گرچه وقت جنگ

انگشت زینهار، لوای سپاه اوست

عشق تو آهویی است که از چشمه سار دل

هر تخم آرزو که برآید گیاه اوست

از خسروی است فتح که هنگام دار و گیر

دست دعای خلق لوای سپاه اوست

صائب بغیر چهرۀ زرّین عشق نیست

آن کهربا که کاهکشان برگ کاه اوست

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها