از خون چو داغ لاله حصار دل من است

صائب تبریزی- غزل شماره 1930

 

از خون چو داغ لاله حصار دل من است

هر جا که بوی خون شنوی منزل من است

تخم محبّتی که سویدای عالم است

امروز در زمینِ دلِ قابل من است

طوفان نوح را به نظر درنیاورد

شور محبّتی که در آب و گل من است

با کاینات یکدل و یکروی گشته ام

هر جا که یار جلوه کند در دل من است

دریا چه می کند به خس و خار خشک من؟

بر هر کفی که دست زنم ساحل من است

آسودگی به راه ندانسته ام که چیست

چون برق، منتهای نفس منزل من است

تمکین طور را به فلاخن گذاشته است

این راز سر به مهر که اندر دل من است

دارد ز خون صید حرم دست در نگار

سنگین دلی که در صدد بسمل من است

گر بر فلک برآمده است ابر نوبهار

صائب گدای دیدۀ دریا دل من است

 

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها