در دل هر قطره آماده است دریایی مرا - ادبستان شعر پارسی % %

در دل هر قطره آماده است دریایی مرا

صائب تبریزی- غزل شماره 187

در دل هر قطره آماده است دریایی مرا

هست در هر دانه ای دام تماشایی مرا

عشرت ملک سلیمان می کنم در چشم مور

هر کف خاکی بود دامان صحرایی مرا

نیست با گفتار لب، کیفیّت گفتار چشم

خوشترست از لعل گویا، چشم گویایی مرا

گر چه چون اشک یتیمان بیقرار افتاده ام

چشم قربانی کند مژگان گیرایی مرا

سر خط مشق جنونم نارسایی می کند

نیست در مدّ نظر چون سرو بالایی مرا

با دل بی آرزو بر دل گرانم یار را

آه اگر می بود در خاطر تمنّایی مرا

با دل بی آرزو بر دل گرانم یار را

بر دهان طوطیان مهر خموشی می زدم

در نظر می بود اگر آیینه سیمایی مرا

دردمندی درد را بسیار درمان کرده است

گو نباشد بر سر بالین مسیحایی مرا

برنمی دارد ترازوی قیامت سنگِ کم

ورنه از سنگ ملامت نیست پروایی مرا

می شد از جولان من انگشت حیرت گردباد

در خور سودا اگر می بود صحرایی مرا

غیرت من صائب از همکار باشد بی نیاز

ذوقِ کارِ خویش باشد کارفرمایی مرا

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤