برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا - ادبستان شعر پارسی % %

برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا

صائب تبریزی- غزل شماره 165

برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا

خوشه از اشک پشیمانی است دهقان مرا

هست از روز ازل با پیچ و تاب آمیزشی

چون میان نازک خوبان، رگ جان مرا

مزرع امّید من از سیر چشمی تازه روست

شبنمی سیراب دارد باغ و بستان مرا

دیدۀ آیینه از نقش پریشان سیر شد

نیست سیری از تماشا چشم حیران مرا

فکر شورانگیز من دیوانگی می آورد

هست زنجیر جنون شیرازه دیوان مرا

بر دل آزادۀ من فکر مهمان بار نیست

از دل خود روزی آماده است مهمان مرا

نامۀ ناشسته نتوان یافت در دیوان حشر

گر بیفشارند روز حشر دامان مرا

نیست بی داغ جنون صائب دل غم دیده ام

هیچ کس بی گل ندارد یاد، بستان مرا

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤