عشق را از دل سودازدۀ ما ننگ است - ادبستان شعر پارسی % %

عشق را از دل سودازدۀ ما ننگ است

صائب تبریزی- غزل شماره 1478

عشق را از دل سودازدۀ ما ننگ است

این پلنگی است که با سایۀ خود در جنگ است

خاطر ساده دلان نقش جهان نپذیرد

شیشه صد میکده گر صرف کند بیرنگ است

چرخ را نالۀ من بر سر کار آورده است

از دم گرم من این دایره سیر آهنگ است

چون گره بر لب گفتار چو مرکز نزنم؟

عرصۀ دایرۀ خُلق عزیزان تنگ است

سبزی بخت، عبث جلوه فروشی نکند

که بر آیینۀ ما شهپر طوطی زنگ است

آفتابش به لب بام زوال استاده است

هر که چون شبنم گل، بستۀ آب و رنگ است

دل بی عشق خطر از دم عیسی دارد

شیشه چون شد تهی از باده، نفس هم سنگ است

سخن تلخ کند نرم، دل دشمن را

سرکۀ تند علاج دل سخت سنگ است

چشم بر اطلس افلاک ندارد صائب

کاین قبایی که بر قامت همّت تنگ است

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤