دیدن لعل لبش خاموش می سازد مرا - ادبستان شعر پارسی % %

دیدن لعل لبش خاموش می سازد مرا

صائب تبریزی- غزل شماره 129

دیدن لعل لبش خاموش می سازد مرا

تنگ ظرفم، رنگ می مدهوش می سازد مرا

مهرۀ گهواره ام اشک است چون طفل یتیم

می خورد خون دایه تا خاموش می سازد مرا

شعله های شخ از صرصر شود بیباکتر

سیلی استاد، بازیگوش می سازد مرا

پردۀ شرم و حجاب من ز گل نازکترست

گرمی نظّاره شبنم پوش می سازد مرا

می کنم در جرعۀ اوّل سبکبارش ز غم

چون سبو هر کس که بار دوش می سازد مرا

حسن مهتابی مرا می ریزد از هم چون کتان

از بهار افزون خزان مدهوش می سازد مرا

گر چنین خواهد ز روی درد بلبل ناله کرد

همچو شاخ گل سراپا گوش می سازد مرا

همچنان بر سروِ سیمینِ تو می لرزد دلم

گر نسیم از برگ گل آغوش می سازد مرا

گر چه می داند نماند برق پنهان در سحاب

آسمان ساده دل خس پوش می سازد مرا

صائب از گفت و شنود خلق مغزم پوچ شد

گوش سنگین و لب خاموش می سازد مرا

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤