
صائب تبریزی- غزل شماره 1274
وصل زلف او به دست کوشش تدبیر نیست
دوری این راه از کوتاهی شبگیر نیست
بارها سیلاب را در نیمه راه افکنده ام
آهنین پایی چو من در حلقۀ زنجیر نیست
آستین افشانی یوسف، گلِ وارستگی است
عشق اگر مشّاطه می گردد زلیخا پیر نیست
بیقراران نامه بر از سنگ پیدا می کنند
کوهکن را قاصدی بهتر ز جوی شیر نیست
می روی از کوی او صائب دلت را واگذار
این جرس را قوّت یک نالۀ شبگیر نیست