دستی به سپیدی روز، پنجره را گشود

خسرو گلسرخی – شعر شماره 23

قبل از اعدام

دستی به سپیدی روز

پنجره را گشود

سرما و سوز

دار

بر پلک های من نشست

کنون

خاکستر شب را

باد

در کوچه می برد

قبل از اعدام

خون ما می شکفد بر برف اسفندی

خون ما می شکفد بر لاله

خون ما

پیرهن کارگران

خون ما

پیرهن دهقانان

خون ما

پیرهن سربازان

خون ما

پیرهن خاک ماست .

 

نم نم باران با خون ما

شهر آزادی را می سازد

نم نم باران با خون ما

شهر فرداها را سازد

خون ما

پیرهن کارگران

خون ما

پیرهن دهقانان

خون ما

پیرهن

سربازان .

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها