تا معتکف راه خرابات نگردی

سنایی غزنوی – غزل شماره 406

تا معتکف راه خرابات نگردی

شایسته ی ارباب کرامات نگردی

از بند علایق نشود نفس تو آزاد

تا بنده ی رندان خرابات نگردی

در راه حقیقت نشوی قبله ی احرار

تا قدوه ی اصحاب لباسات نگردی

تا خدمت رندان نگزینی به دل و جان

شایسته ی سکان سماوات نگردی

تا در صف اول نشوی فاتحه ی “قل”

اندر صف ثانی چو تحیات نگردی

شه پیل نبینی به مراد دل معشوق

تا در کف عشق شه او مات نگردی

تا نیست نگردی چو سنایی ز علایق

نزد فضلا عین مباهات نگردی

محکم نشود دست تو در دامن تحقیق

تا سوخته ی راه ملامات نگردی

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها