جان جز پیش خود چمانه منه

سنایی غزنوی – غزل شماره 382

جان جز پیش خود چمانه منه

طبع جز بر می مغانه منه

باده را تا به باغ شاید برد

آنچنان در شرابخانه منه

گر چه همرنگ نار دانه بود

نام او آب نار دانه منه

در هر آن خانه ای که می نبود

پای اندر چنان ستانه منه

تا بود باغ آسمان گردان

چشم بر روی آسمانه منه

روی جز بر جناح چنگ ممال

دست جو بر بر چغانه منه

گر نخواهی که در تو پیچد غم

رنج بر طبع شادمانه منه

بد و نیک زمانه گردانست

بر بد و نیک او بهانه منه

بخردان بر زمانه دل ننهند

پس تو دل نیز بر زمانه منه

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها