سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی همراه با معنی و تفسیر

سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی

سعدی-غزل شماره 566

 

سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی

آخر ای بد عهد سنگین دل چرا برداشتی

نوع تقصیری تواند بود ای سلطان عشق

تا به یک ره سایه لطف از گدا برداشتی

گفته بودی با تو در خواهم کشیدن جام وصل

جرعه‌ای ناخورده شمشیر جفا برداشتی

خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو

چون تو را گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی

لعل دیدی لاجرم چشم از شبه بردوختی

در پسندیدی و دست از کهربا برداشتی

شمع برکردی چراغت بازنامد در نظر

گل فرا دست آمدت مهر از گیا برداشتی

دوست بردارد به جرمی یا خطایی دل ز دوست

تو خطا کردی که بی جرم و خطا برداشتی

عمرها در زیر دامن برد سعدی پای صبر

سر ندیدم کز گریبان وفا برداشتی

 

معنی بیت‌های شعر

سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی / آخر ای بد عهد سنگین دل چرا برداشتی

ای پیمان‌شکن سست‌عهد، ناگهان دل از ما بریدی و سرانجام، ای بی‌وفای سنگدل، چرا از ما روی گرداندی؟

نوع تقصیری تواند بود ای سلطان عشق / تا به یک ره سایه لطف از گدا برداشتی

ای پادشاه عشق، چه گناهی ممکن است از من سر زده باشد که ناگهان لطف و عنایتت را از این نیازمند دریغ کردی؟

گفته بودی با تو در خواهم کشیدن جام وصل / جرعه‌ای ناخورده شمشیر جفا برداشتی

گفته بودی که جام وصال را با تو خواهم نوشید، اما هنوز جرعه‌ای از آن نچشیده بودم که شمشیر ستم و بی‌وفایی را بر من کشیدی.

خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو / چون تو را گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی

به خاطر تو از محبت دیگران دل کندم؛ اما هنگامی که تنها به تو دل بستم، تو خود از من روی گرداندی.

لعل دیدی لاجرم چشم از شبه بردوختی / در پسندیدی و دست از کهربا برداشتی

وقتی گوهر یاقوت را دیدی، ناگزیر چشم از سنگ سیاه پوشاندی؛ و چون گوهر گران‌بها را پسندیدی، از کهربا دست کشیدی. یعنی با دیدن محبوبی برتر، از محبوب پیشین روی برگرداندی.

شمع برکردی چراغت بازنامد در نظر / گل فرا دست آمدت مهر از گیا برداشتی

چون شمع را افروختی، دیگر چراغ در نظرت نیامد؛ و چون گل زیبا در برابرت قرار گرفت، مهر و علاقه‌ات را از گیاه و گل‌های کم‌ارزش‌تر برگرفتی.

دوست بردارد به جرمی یا خطایی دل ز دوست / تو خطا کردی که بی جرم و خطا برداشتی

دوست ممکن است به سبب گناه یا خطایی از دوست خود دل بکند؛ اما تو خطا کردی که بدون هیچ جرم و تقصیری از من روی گرداندی.

عمرها در زیر دامن برد سعدی پای صبر / سر ندیدم کز گریبان وفا برداشتی

سعدی سال‌های بسیار در پناه صبر و شکیبایی ماند؛ اما هرگز ندیدم که تو سر از گریبان وفاداری بیرون آوری و به عهد خود وفا کنی.

معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤