
آنها كه شیفته ی فكر پیشرفت هستند، هرگز گمان نمی برند كه هر گام به پیش، گامی در راه پایان نیز هست و در پس همه ی شعارهای شاد “به پیش و به بالا”، آواز هرزه ی مرگی كه ما را به شتاب كردن برمی انگیزد، به كمین نشسته است.
*****
بشر – چون تنها یك بار زندگی می كند- به هیچ وجه امكان به اثبات رساندن فرضیه ای را از راه تجربه ی شخصی خود ندارد، به گونه ای كه هرگز نخواهد فهمید كه پیروی از احساسات، كار درست یا نادرستی بوده است.
*****
تاریخ به سبكی زندگی یك فرد است؛ بیش از اندازه سبك، به سبكی پَر است، مانند گرد و غبار در هوا معلق است، مانند چیزی است كه فردا ناپدید می شود.
*****
وحشت، حالت یك ضربه را دارد؛ لحظه ای است كه انسان هیچ چیز نمی بیند. وحشت فاقد هر گونه اثر زیبایی است و انسان تنها پرتو شدید رویداد ناشناخته ای را می بیند كه چشم براه آن است.
*****
مردم همیشه فریاد می زنند كه می خواهند آینده ی بهتری بسازند. این، حقیقت ندارد. آینده، خلایی است بی عاطفه نسبت به همه.
*****
اگر بی خبر باشیم، بی گناه هستیم؟ آیا آدم ابلهی كه بر اریكه ی قدرت تكیه زده است، تنها به بهانه ی نادانی، از هر گونه مسئولیتی به دور است؟
*****
عشق، به یك امپراتوری شبیه است؛ اگر اندیشه ای كه بر مبنای آن به وجود آمده از میان برود، خود عشق نیز از میان خواهد رفت.
*****
اگر از دست دادن عشقی با دلیل باشد، ما تسلیم می شویم. اما اگر عشقی را بدون دلیل از دست بدهیم، هرگز خود را نخواهیم بخشود.
*****
زمان بشری دایره وار نمی گذرد، بلكه به خط مستقیم پیش می رود و به همین دلیل، انسان نمی تواند خوشبخت باشد، چرا كه خوشبختی، تمایل به تكرار است.
*****
زمان در ترنی كه تاربخش می نامند، سوار شده است؛ سوار شدن در این ترن آسان است اما پیاده شدن از آن دشوار.
*****
آن كس كه استعداد دشوار همدردی ( احساس مشترک ) را دارا نیست، به سردی رفتار دیگران را محكوم می كند.
*****
شریف ترین احساسات می تواند به آسانی برای توجیه بزرگترین وحشت ها به كار گرفته شود.
*****
آدم زمانی كه هدف، برایش اهمیت نداشته باشد، نمی پرسد كه به كجا دارد می رود!
*****
قدرت در هر جا كه خود را خداگونه بنمایاند، خودبخود الهیات خاص خویش را تولید می كند.
*****
هیچ وسیله ای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد، زیرا هیچ مقایسه ای امكان پذیر نیست.
*****
حتی ساده ترین شنوندگان، آنچه را كه می گذرد، كم و بیش تشخیص می دهند.
*****
بی توجهی به زن، كفر كبیر و بی احترامی بزرگی به آفریده های خداوند است.
*****
زمانی كه قلب، لب به سخن می گشاید شایسته نیست كه خِرد خُرده بگیرد.
*****
هیچ چیز خواركننده تر از دویدن با همه ی نیرو از روی ناتوانی نیست.
*****
موسیقی در پیچیده ترین شكل خود، همچون یک زبان است.
*****
تاریخ، پیاپی شدن دگرگونی های بی دوام است.
*****
مجازات كردن كسی كه نمی داند چه می كند، نشانه ی توحش است.
*****
یک بار حساب نیست؛ یک بار مثل هیچ وقت است.
واژگان کلیدی: سخنان میلان کوندرا،سخنان آموزنده ی میلان کوندرا،سخن های حکیمانه ی میلان کوندرا،جملات قصار میلان کوندرا،جمله های پندآموز میلان کوندرا،گفتارهای ارزنده ی میلان کوندرا،سخنان تاثیرگذار میلان کوندرا،جمله های فلسفی میلان کوندرا،میلان کوندرا نویسنده ی جمهوری چکسلواکی،نویسنده جمهوری چک،کشور چک.
Milan Kundera،quotes









