گله تا حشر اگر ز یار کنم - ادبستان شعر پارسی % %

گله تا حشر اگر ز یار کنم

سحاب اصفهانی – غزل شماره 248

گله تا حشر اگر ز یار کنم

شرح یک شمه از هزار کنم

چاره ی یأس شد ز وعده ی وصل

تا چه با درد انتظار کنم

روزگارم سیه تو کردی و من

شکوه از جور روزگار کنم

بر در او چه جای نومیدیست

به چه دل را امیدوار کنم؟

نیم جانی که هست قابل نیست

که به پای تواش نثار کنم

هم ز بهر نثار نیست مرا

به جز این نیم جان چه کار کنم

بی تو چشم سحاب را چو سحاب

خجل از چشم اشک بار کنم

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤