اشعار ستار روهنده

اشعار ستار روهنده

اشعار ستار روهنده


شعر نخست :

 

ﮐﺎﺵ ﻣﺜﻞ ﻏﻨﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﯿﺪﻣﺖ

ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯿﺪﻣﺖ

ﻣﺎﻩ ﺷﺐ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ ﺧﻮﺩﺭﺍﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ

ﺩﺯﺩﮐﯽ ﺯﯾﺮ ﻟﺤﺎﻑ ﺍﺑﺮ ﻣﯽ ﺑﻮ ﺳﯿﺪﻣﺖ

ﮐﺎﺵ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮔﻠﯽ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ ﮔﻠﭽﯿﻦ ﺑﺎﻍ

ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ﺩﻟﻢ ! ﻣﯽ ﭼﯿﺪﻣﺖ

ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﯼ ﻣﺮﺍﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺁﺏ

ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﭼﯿﺪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻣﺖ

ﮐﺎﺵ ﺑﻮﺩﯼ ﺳﺎﻗﯽ ﺩﺭﺩ ﺧﻤﺎﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ

ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺟﺎﻡ ﺷﺮﺍﺑﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﯿﺪﻣﺖ

ﻣﺜﻞ ﻣﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺸﺖ ﺍﺑﺮ

ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻣﺖ

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﺑﺨﺸﻢ ﺗﻮﺭﺍ

ﺩﺭ ﺩﻟﺖ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻣﺖ

 


شعر دوم :

 

تبردارا ! بزن آهسته تر بر من تبرهایت

که بر پهلوی من مانده ست زخم نیشترهایت

نصیب کرکسان کرده ست دنیا لاشه خواری را

عقابا! بر حذر می دارمت از هم سفرهایت

به فکر لقمه ی چرب است ای گنجشک بارانی

نوازش می کند جغدی اگر در لانه پرهایت

دل هیزم شکن را بردی ای سروچمن روزی

که زیر سایه ات شد باز پای رهگذر هایت

به قیچی می‌زند چون تاک روزی شاخ وبرگت را

به چشم‌ باغبان شیرین اگر باشد ثمر هایت

من آن پروانه ی محتاج خورشیدم‌ که می باید

رها از منت شمعم کند ای شب سحرهایت

نهادی بر سرم ای عشق عمری هر کلاهی را

چه پاپوشی برایم دوخت آخر دردسر هایت

من از بی بند وباری تو در این کوچه دانستم

که از نامحرمان در شهر می گیرم خبر هایت


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


 

واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها