رباعی های ابوسعید ابوالخیر

رباعی های ابوسعید ابوالخیر
گفتم: چشمم، گفت: به راهش میدار
گفتم: جگرم، گفت: پر آهش میدار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل
گفتم: غم تو، گفت: نگاهش میدار
*****
دنیا طلبان ز حرص مستند همه
موسی کش و فرعون پرستند همه
هر عهد که با خدای بستند همه
از دوستی حرص شکستند همه
*****
یا رب ز کرم دری برویم بگشا
راهی که درو نجات باشد بنما
مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم
جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما
*****
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
گر کافر و گبر و بتپرستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ
*****
ای دوست دوا فرست بیماران را
روزی ده جن و انس و هم یاران را
ما تشنه لبان وادی حرمانیم
بر کشت امید ما بده باران را
*****
من دوش دعا کردم و باد آمینا
تا به شود آن دو چشم بادامینا
از دیده ی بدخواه ترا چشم رسید
در دیده ی بدخواه تو بادامینا
*****
گر طالب راه حق شوی ره پیداست
او راست بود با تو، تو گر باشی راست
وانگه که به اخلاص و درون صافی
او را باشی بدان که او نیز تراست
*****
دیشب که دلم ز تاب هجران می سوخت
اشکم همه در دیده ی گریان می سوخت
میسوختم آن چنان که غیر از دل تو
بر من دل کافر و مسلمان می سوخت
*****
یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم
محتاج برادران و خویشان نشوم
بی منت خلق خود مرا روزی ده
تا از در تو بر در ایشان نشوم
*****
گر خاک تویی خاک ترا خاک شدم
چون خاک تو را خاک شدم پاک شدم
غم سوی تو هرگز گذری مینکند
آخر چه غمت از آنکه غمناک شدم
*****
رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود
با یاد وصال تو به بتخانه شدم
تسبیح بتان زمزمه ذکر تو بود
*****
دلخسته و سینه چاک میباید شد
وز هستی خویش پاک میباید شد
آن به که به خود پاک شویم اول کار
چون آخر کار خاک میباید شد
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از گلچین بهترین و زیباترین گزیده ناب از دیوان.





