اشعار خوزه آنخل والنته

شعر نخست :

 

هر جا که بودی

من آنجا بوده ام

در تمامی مکان هایی

که هنوز شاید باشی

یا قسمتی از تو یا از نگاهت

به زوال می رسد .

آیا این حجم خالی تحلیل رونده

از تو

ناگهان فضایی به وجود می آورد

از نبودنت ؟

 

“برگردان : مهیار مظلومی”


شعر دوم :

 

سایه ها

از درونم سر بر می کشند

شب برافراشته می شود آرام آرام .

خورشیدی تاریک

تشعشعش فروکاسته می شود

و دَوَران

ما را به خود می خواند

ورای زمان .

با من بگو !

آنگاه که بر کرانه ی آب ها نشسته ام

نظاره گر سایه هایی که سراغم می آیند

با من بگو !

آیا خاطرات محو ناشدنی ات از بین خواهند رفت ؟

 

“برگردان : مهیار مظلومی”


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعرهای ترجمه شده به فارسی،سروده های برگردان به پارسی،شاعر اسپانیایی،شعر شاعر اسپانیا،شعر اسپانیولی،شاعر اسپانیایی زبان.

José Ángel Valente،jose angel  Valente،poems،quotes

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها