سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش-همراه با معنی و تفسیر

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش


حافظ-غزل شماره 283

 

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش

شد آنکه اهل نظر بر کناره می‌رفتند

هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

به صوت چنگ بگوییم آن حکایت‌ها

که از نهفتن آن دیگ سینه می‌زد جوش

شراب خانگی ترس محتسب خورده

به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش

ز کوی میکده دوشش به دوش می‌بردند

امام شهر که سجاده می‌کشید به دوش

دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات

مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

محل نور تجلی ست رای انور شاه

چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش

به جز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر

که هست گوش دلش محرم پیام سروش

رموز مصلحت ملک خسروان دانند

گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش


معنی و تفسیر بیت های نخستین

۱. سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش / که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش:
حافظ از هاتف غیب (صدای غیبی) یاد می‌کند که به او مژده داده است که در دوره‌ی پادشاهی شاه شجاع، شراب بنوشد و دلیر باشد.

۲. شد آنکه اهل نظر بر کناره می‌رفتند / هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش:
حافظ می‌گوید که اهل نظر (عارفان و دانایان) به کناره‌گیری روی آورده‌اند و با وجود داشتن هزاران سخن، لب‌هایشان خاموش است.

۳. به صوت چنگ بگوییم آن حکایت‌ها / که از نهفتن آن دیگ سینه می‌زد جوش:
حافظ می‌گوید که با صدای چنگ، حکایت‌هایی را بیان می‌کند که از پنهان کردن آن‌ها، سینه‌اش به جوش می‌آید.

۴. شراب خانگی ترس محتسب خورده / به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش:
حافظ می‌گوید که شراب خانگی (شراب پاک و بی‌آلایش) ترس محتسب (مامور نظارت بر امور شرعی) را برطرف کرده است. او پیشنهاد می‌کند که به روی یار شراب بنوشند و بانگ “نوش” سر دهند.

۵. ز کوی میکده دوشش به دوش می‌بردند / امام شهر که سجاده می‌کشید به دوش:
حافظ از امام شهر (عالِم دینی) یاد می‌کند که دوش شراب به دوش می‌کشید، در حالی که سجاده (نمازگاه) نیز به دوش داشت. این بیت طنزی به ریاکاری اهل دین است.


معنی و تفسیر بیت های پایانی

۶. دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات / مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش:
حافظ به دل خود می‌گوید که او را به راه نجات راهنمایی می‌کند و از او می‌خواهد که به فسق (گناه) مباهات نکند و زهد (پرهیزکاری) را نیز نفروشد.

۷. محل نور تجلی ست رای انور شاه / چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش:
حافظ می‌گوید که محل نور تجلی (ظهور خداوند) در رای روشن شاه است. او به خواننده توصیه می‌کند که اگر به قرب او می‌خواهی برسی، در پاکی نیت تلاش کن.

۸. به جز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر / که هست گوش دلش محرم پیام سروش:
حافظ می‌گوید که جز ستایش جلال خداوند، چیزی را در دل خود جای نده، چرا که گوش دل او به پیام سروش (فرشته‌ی وحی) آشناست.

۹. رموز مصلحت ملک خسروان دانند / گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش:
حافظ می‌گوید که رموز مصلحت ملک (اسرار حکومت) را پادشاهان می‌دانند. او به خود (حافظ) می‌گوید که تو گدای گوشه‌نشینی هستی، پس سکوت کن و فریاد نزن.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤