اشعار اورنگ خضرایی - ادبستان شعر پارسی % %

اشعار اورنگ خضرایی

من

ماه را در جست و جوی تو

شب ها نشناختم

گاهی که در برابر اندوه یک سکوت

خم می شوم به سوی تماشای لحظه ها

بانگ هزار کبک سحر در خرام توست .

در بیشه زار های فلق

گرگی عاشقم .

*****

وقتی مجال و حال

برای نوشتن یک شعر تازه نیست

جایی برای تماشای عشق هست

با واژه ها که در دهان تو می چرخد

لبریز بی نیازی ام از دفتر و قلم

پلکی دگر بزن

شعری در انتظار دهان توست .

*****

شعر از سکوت تو آغاز میشود

با واژه های شبانه

در لحظه عظیم ، مردان عشق

در آذرخش خون تطهیر میشوند

و هر نعره ای نماز بلندی ست

تا آفتاب و ماه بتابد .

ای ابر مهربان پر از بارش

ما را گذر ده از پل رنگین کمان

و زنگار را بشوی

عشق از طلوع تو آغاز می شود .


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،اورنگ خضرايي،شعر کوتاه،شعر کوتاهی از.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤