نارفته به شاهراه وصلت گامی
کسایی مروزی – رباعی شماره 3 پیغام فلک نارفته به شاهراه وصلت گامی نایافته از حسن و جمالت کامی ناگاه شنیدم از فلک پیغامی کز زخم زوال نوش بادت جامی !
کسایی مروزی – رباعی شماره 3 پیغام فلک نارفته به شاهراه وصلت گامی نایافته از حسن و جمالت کامی ناگاه شنیدم از فلک پیغامی کز زخم زوال نوش بادت جامی !
کسایی مروزی – رباعی شماره 2 تیغ خورشید گر در عمری شبی به ما پردازد وین جان به لب رسیده را بنوازد لب بر لب او نهشته، ناگه خورشید با تیغ کشیده بر سر ما تازد
کسایی مروزی – رباعی شماره 1 هستی این هستی تو، هستی هست دگر است وین مستی تو، مستی مست دگر است رو، سر به گریبان تفکر درکش کاین دست تو، آستین دست دگر است