بایگانی‌های هزلیات عشقی - صفحه 2 از 2 - ادبستان شعر پارسی

بعد ازین بر وطن و بوم و برش باید رید

میرزاده عشقی – ادبیات جدید و کلاسیک – ادبیات کلاسیک هزلیات – شماره 3 چه معامله باید کرد؟ بعد ازین بر وطن و بوم و برش باید رید به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید به حقیقت در عدل، ار در این بام و در است به چنین عدل و به دیوار … ادامه

هر آنکه بی خبر از فن خایه مالی شد

میرزاده عشقی – ادبیات جدید و کلاسیک – ادبیات کلاسیک هزلیات – شماره 2 ماستمالی هر آنکه بی خبر از فن خایه مالی شد دچار زندگی پست و نان خالی شد بهل بمیرند، آن صاحبان عزت نفس که پشتشان همه از بار غم هلالی شد سعادت و خوشی و روزگار بهبودی برین گروه، در این … ادامه

دولت به ریش زرد “ظهیر” آبرو گرفت

میرزاده عشقی – ادبیات جدید و کلاسیک – ادبیات کلاسیک هزلیات – شماره 1 آبروی دولت دولت به ریش زرد “ظهیر” آبرو گرفت (1) کناس را بیار، که کابینه بو گرفت بعد از دو سال، خواست “تدین” کند نماز با فاضل آب حوض سفارت، وضو گرفت نازم به “رهنما” که “تدین” کشید رنج در پیشگاه … ادامه