بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 10 از 30 - ادبستان شعر پارسی

منم که از کف زربخش آفت کانم

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 241 مطلع ثانی منم که از کف زربخش آفت کانم جهان عز و علا را چهار ارکانم به وقعه پیلم و کوبنده گرز خرطومم به کینه شیرم و درنده تیغ دندانم زمانه چنبری از تاب خورده فتراکم ستاره جوهری از آب داده پیکانم زره شود سپر آسمان ز شمشیرم قبا … ادامه

ایا غلام من امروز سخت پژمانم

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 240 در ستایش شاهزاده فریدون میرزا ایا غلام من امروز سخت پژمانم چو گیسوان تو سر تا قدم پریشانم چنان ز خشم برآشفته ام که پنداری ز پای تا سر یک بیشه شیر غژمانم مگو که چونی و چت شد چه روی داد دگر که هیچ دم زدن اکنون ز … ادامه

هر آنچه هست مه و سال و هفته و ایام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 239 در ستایش مرحوم میرزا تقی خان رحمه الله گوید هر آنچه هست مه و سال و هفته و ایام خجسته بادا چون عید بر امیر نظام مهین اتابک اعظم خدایگان صدور قوام ملت بدر زمانه صدر انام زهی رسیده به جایی که با جلالت تو جهان و صد چو … ادامه

من ازین پس می خورم می گر حلال است ار حرام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 238 در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی خلدالله سلطانه گوید من ازین پس می خورم می گر حلال است ار حرام نه ز منع مفتیان ترسم نه از غوغای عام هی مزم از لعل خوبان تا همی خواهی شکر هی خورم از چشم ترکان تا همی بینی مدام گه … ادامه

گشت دی آباد چون بغداد ویرانم ز شام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 237 در ستایش نواب ملک آرا حاکم مازندران گوید گشت دی آباد چون بغداد ویرانم ز شام دیده ام شد نیل مصر از هجر آن رومی غلام بر سگ نفس آری ار جوع البقر غالب شود گر همه شیر از سرش بیرون رود عشق کنام بلبل شیراز در بستان زد … ادامه

شب دوشین دو پاسی رفته از شام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 236 در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب ثراه گوید شب دوشین دو پاسی رفته از شام درآمد از درم ترکی دلارام پریشان بر مهش مویی که از او نموده تیرگی مشک ختن وام تو گفتی گشت طالع آفتابی که شد از طلعتش روشن در و بام به … ادامه

در شهر ری امسال به هر سو که نهم گام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 235 در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه گوید در شهر ری امسال به هر سو که نهم گام هر کس صنمی دارد گلچهر و گل اندام هر شام کشد تنگ در آغوشش تا صبح هر صبح زند چنگ به گیسویش تا شام من یار ندارم … ادامه

پی نظاره ی فرخ هلال عید صیام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 234 در ستایش مرحوم میرزا تقی خان رحمه الله گوید پی نظاره ی فرخ هلال عید صیام هلال ابروی من دوش رفت بر لب بام چو دید مه دو سر انگشت بر دو چشم نهاد بدان نمط که دو فندق نهی به دو بادام به من ز گوشه ی ابرو … ادامه

پی نظاره ی فرخ هلال عید صیام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 233 در ستایش پادشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه پی نظاره ی فرخ هلال عید صیام شدیم دوش من و ماه من به گوشه ی بام فراز بام فرازنده قد موزونش درخت طوبی گفتی به سدره کرده مقام چو نور ماه که تابد ز پشت ابر سفید ز … ادامه

به گاه بام که خورشید چرخ آینه فام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 232 مطلع ثانی به گاه بام که خورشید چرخ آینه فام زدود زآینه ی روزگار زنگ ظلام درآمد از درم آن گلعذار وز رخ و زلف نهفته طلعت خورشید را به ظلمت شام نهاده سلسله بر دوش کاین مرا طره نهفته سیم در آغوش کاین مرا اندام گسسته رشته ی … ادامه

بود مبارک هر عید خاصه عید صیام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 231 در ستایش جناب حاج میرزا آقاسی رحمه الله بود مبارک هر عید خاصه عید صیام به غوث ملت اسلام تا به روز قیام خجسته خواجه ی ایام حاجی آقاسی که مبتدای وجودست و مقتدای انام محققی که ضمیرش به حزم پیش نگر همه ضمایر اطفال دیده در ارحام مداد … ادامه

پگاه بام چو بر شد غریو کوس از بام

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 230 در مطایبه فرماید پگاه بام چو بر شد غریو کوس از بام شدم به جانب حمام با شتاب تمام پس از ورود به حمام عرصه ای دیدم وسیع تر ز بیابان نجد و وادی شام نعوذ بالله حمام نه بیابانی تهی ز امن و سلامت لبالب از دد و … ادامه