یاد دارم که روزگاری بود
سعدی-غزل مشکوک شماره 12 یاد دارم که روزگاری بود که مرا پیشِ غمگساری بود با لب یار و در بر دلدار هر زمانیم کار و باری بود جام عیش مرا نه دردی بود گل وصل مرا نه خاری بود ز آهوی شیرگیر روبهباز دل بیچاره را شکاری بود گرد آب حیات بر خورشید از … ادامه



