نه کفشگری که دوختستی
رودکی-مثنویات-سایر اوزان-مثنوی دیگر بحر هزج شماره 8 نه کفشگری که دوختستی نه گندم و جو فروختستی
رودکی-مثنویات-سایر اوزان-مثنوی دیگر بحر هزج شماره 8 نه کفشگری که دوختستی نه گندم و جو فروختستی
رودکی-مثنویات-سایر اوزان-مثنوی دیگر بحر هزج شماره 7 فرخار بزرگ و نیک جاییست کان موضع آن بت نواییست
رودکی-مثنویات-سایر اوزان-مثنوی دیگر بحر هزج شماره 6 بگرفت به چنگ چنگ و بنشست بنواخت به شست چنگ را شست
رودکی-مثنویات-سایر اوزان-بحر سریع شماره 5 لقمهای از زهر زده در دهن مرگ فشردش همه در زیر غن
رودکی-مثنویات-سایر اوزان-بحر سریع شماره 4 جامه ی پر صورت دهر، ای جوان چرک شد و شد به کف گازران رنگ همه خام و چنان پیچ و تاب منتظرم تا چه برآید ز آب؟
رودکی-مثنویات-سایر اوزان-بحر مضارع شماره 3 با صد هزار مردم تنهایی بی صد هزار مردم تنهایی
رودکی-مثنویات-سایر اوزان-بحر مضارع شماره 2 جوانی گسست و چیره زبانی طبعم گرفت نیز گرانی
رودکی-مثنویات-سایر اوزان-بحر مضارع شماره 1 ای بلبل خوش آوا، آوا ده ای ساقی ، آن قدح با ما ده