یک غزل از مجتبی گلستانی

باران، ستاره، شب، همه جا بی تفاوتی

حال و هوای خانه ی ما بی تفاوتی

تو آسمان سرشتی و من خاک سرنوشت

سهم من از تو مثل خدا بی تفاوتی

رندانه روبه روی تو زل می زنم به خویش

آیینه ای و ذات شما بی تفاوتی

آسان نبود رد شدن از کوه و دشت و موج

بخت غرور آبله پا بی تفاوتی

تکلیف انتظار من و اختیار تو

یا بی قراری است و یا بی تفاوتی

چشم تو روزگار غزل را سیاه کرد

رنگ تمام قافیه ها بی تفاوتی

بی اعتنا گذشتی و من دلخوشم هنوز

تو بی تفاوتی و خوشا بی تفاوتی


واژگان کلیدی:اشعار مجتبی گلستانی،نمونه شعر مجتبی گلستانی،شاعر مجتبی گلستانی،شعرهای مجتبی گلستانی،شعری از مجتبی گلستانی،یک شعر از مجتبی گلستانی،غزل غزلیات غزل های غزلی از مجتبی گلستانی،مجتبي گلستاني.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0