قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار کاووس کمالی نژاد

اشعار کاووس کمالی نژاد

شعر نخست :

دلم گرفته از این روزهای تکراری

دلم گرفته تر از این نمی شود آری

تمام روز کپی می شوم به روی خودم

و خواب هم که ندارد خیال بیداری

کنار چشمه ی این روزهای خشکیده

چه سال ها که نشستم ولی نشد جاری

همیشه یک نفر از هیچ جا نمی آید

و زخم فاصله ها آه می شود کاری

و بس که عقربه ها دور خویش چرخیدند

گرفته بغض ساعت از این لحظه های پرگاری

قطار یک نفره باز می رسد از راه

و باز روز دگر، راه و ریل تکراری

منم همانکه درآغوش خویش می میرد

و ضربه ضربه کاریست آه ضربه کاری

 


شعر دوم :

 

کسی دوباره صدایم کرد، کسی که مثل تو زیبا بود

کسی که مثل تو می فهمید، کسی که مثل تو تنها بود

تمام خستگی ام را دید کسی که مثل تو می فهمید

همان که بوی تو را می داد همان که مثل تو با ما بود

هزار پنجره لبخند دوباره رو به دلم وا شد

دوباره آنکه تو می گفتی درون آینه پیدا بود

و قطره قطره نگاهش را شبی به یاد تو نوشیدم

و باز سهم دلم از تو تمام وسعت دریا بود

کنار پیچک همسایه دوباره دست تو را می کاشت

شبی که دست تو گل می کرد شب شکفتن فردا بود

و باد بوی تو را آورد ، و بوی پیچک همسایه

و دست های تو را می چید کسی که مثل تو با ما بود

 


شعر سوم :

 

وقتی که شب بدون تو تفسیر می شود
از هرچه هست و نیست دلم سیر می شود
اینجا کنار پنجره لم داده ام به هیچ
خیره به استکان قهوه که تبخیر می شود
سُر می خورم کنار بخاری و آن طرف
سیگار نیم سوخته نفس گیر می شود
خوابم گرفته است و به تو فکر می کنم
گاهی چقدر خاطره دلگیر می شود
حالا کنار پنجره با هم نشسته ایم
شب در میان موی تو تکثیر می شود
گفتم که سیل ثانیه ها پشت در رسید
کاری بکن که بی تو سرازیر می شود
مثل همیشه باز به در می کنی نگاه
گفتم برو، به قول خودت دیر می شود
حالا چه زود بی تو گذشتند لحظه ها
این خواب هم بدون تو تعبیر می شود
چرتم پریده است و تو رفتی و بعد تو
مردی کنار پنجره ها پیر می شود


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،كاووس كمالي نژاد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code