قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از میرزا محمد حسین همافر

شعری از میرزا محمد حسین همافر

از طلعت تو سیر گلستانم آرزوست

از عارض تو لاله و ریحانم آرزوست

گفتم به دل به چاه فتی دل بکن ز عشق

گفتا مگو که سیب زنخدانم آرزوست

بر یاد آن سیاهی جادوی تیر زن

یک جعبه تیر زانهمه مژگانم آرزوست

شرط وفا به عهد پریشان دلی است زان

آن طره ی عبیر پریشانم آرزوست

دل از کمند مهر تو مشکل دهد که خود

میگفت بارها غل و زندانم آرزوست

صدیق طبع من که مبرا بد از فطن

چشمک زند که غمزه ی فتانم آرزوست

دل میکشد عنان خیال مرا به مصر

از بس که طلعت مه کنعانم آرزوست

لیلی عشق تو چو بپایم نهاد بند

دیوانه گشته کوه و بیابانم آرزوست

دی گفت ای همافر غمدیده غم مخور

کز دیده ی تو لولو مرجانم آرزوست


واژگان کلیدی : ميرزا محمدحسين همافر عراقی،اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،وفس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code