قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از مهدی عابدینی

شعری از مهدی عابدینی

 

چون صید به دام تو به هرلحظه شکارم – ای طرفه نگارم

از دوری صیاد دگر تاب نیارم – رفته است قرارم

چون آهوی گمگشته به هر سوی دوانم – رهایی نتوانم

تا دام در آغوش نگیرم نگرانم – آه از دل زارم

از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی –  بر دل بنشانی

چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی – وای از شب تارم

در بند و گرفتار بر آن سلسه مویم – خلاص از تو نجویم

از دیده ره کوی تو با اشک بشویم – با حال نزارم

برخیز که داد از من بیچاره ستانی – دردم چو ندانی

بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی – لختی به کنارم

تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی – خوش جلوه نمایی

ای برده امان از دل عشاق کجایی – تا سجده گزارم

گر بوی تو را باد به منزل برساند – جانم برهاند

ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند – جز گرد و غبارم


واژگان کلیدی: اشعار مهدی عابدینی،نمونه شعر مهدی عابدینی،شاعر مهدی عابدینی،شعرهای مهدی عابدینی،شعری از مهدی عابدینی،یک شعر از مهدی عابدینی،تصنیف مهدی عابدینی،تصنیف های مهدی عابدینی،تصانیف مهدی عابدینی،شعر صیاد مهدی عابدینی،مهدی عابدینی،مهدي عابديني،مستزاد مهدی عابدینی،مستزادهای مهدی عابدینی،متن چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code