قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار مسلم محبی

اشعار مسلم محبی

شعر نخست :

 

جز اینکه به نبود تو عادت نکرده ام

از من چه خواستی که اجابت نکرده ام

حتی به خشم نیز نگاهم نمی کنی

من که خدا نکرده جنایت نکرده ام

حفظم ز چهره ات همه ی جزئیات را

یک بار اگرچه سیر نگاهت نکرده ام

گفتی مباد از تو کلامی بیان کنم

اما ببخش گاه رعایت نکرده ام

بس که به لهجه داشتنم طعنه می زنی

با خود بدون واهمه صحبت نکرده ام

در خواب اگر ببوسمت آیا حلال نیست؟

کاری که بر خلاف شریعت نکرده ام


شعر دوم :

 

میل داری تو به رفتن من به ماندن بیشتر

مطمئنا دوستم داری ولی من بیشتر

گوشه ی دنجی، شرابی، راحتی، حرف دلی

من به این ها قانعم اما تو حتما بیشتر

من حسود و دوستانم ذکر خیرت می کنند

اینچنین شد اعتماد من بـه دشمن بیشتر

کاش شب باشد زمان رفتن تو لااقل

هست داغ رفتنت در روز روشن بیشتر

من تمام زندگی را باختم بی شک ولی

شد قشون پاکبازان تو یک تن بیشتر

 


شعر سوم :

 

بايد تو را هميشه به دقت نگاه كرد

يعني نه سرسری، سر فرصت نگاه كرد

خاتون! بگو كه حضرت خالق خودش تو را

وقتی كه آفريد چه مدت نگاه كرد

هر دو مخدرند كه بيچاره می كنند

بايد به چشم هات به ندرت نگاه كرد

هر كس نظاره كرد تو را دلسپرده شد

فرقی نمی كند به چه نيت نگاه كرد

عارف اگر برای تقرب به ذات حق

زاهد اگر برای ملامت نگاه كرد

تو بی گمان مقدسی و كور می شود

هر كس تو را به قصد خيانت نگاه كرد


واژگان کلیدی:اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،مسلم محبي.

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code