اشعار غلامحسین نصیری پور - ادبستان شعر پارسی % %

اشعار غلامحسین نصیری پور

ریشه های آفتاب

در قلب پریشان من است .

چشم از من مگیر

که زندگی تاریک می شود .

*****

درون فریاد خود مچاله شده ام

پاهایم جا مانده در چروک جاده هایی

که همیشه تنها پیموده ام .

*****

زخم می زند صبح را

تنهایی سیاه یک کلاغ

با قار قار خش دارش !


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر کوتاه،شعر کوتاهی از،غلامحسين نصيري پور.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤