تومان۴۰۰,۰۰۰

تومان۳۵۰,۰۰۰

تومان۴۵۰,۰۰۰

غزل های سورنا جوکار

 

شعر نخست:

اینجا همه آدم به آدم می شناسندم

یک مرد با اخلاق در هم ، می شناسندم

از هر کسی نام و نشانم را که پرسیدی

دیدی که بی اغراق اگر کم ، می شناسندم

هرگز نگفتم که خدا هستم ، ولی مردم

کافر شدند و خالق غم می شناسندم

هر چند بی نام و نشان اما کبوتر ها

از بس برایت نامه دادم ، می شناسندم

آن قدر دنبال تو گشتم شهر را هر روز

دیگر تمام کوچه ها هم می شناسندم


شعر دوم:

وقتی که آسمان همه جا را سیاه کرد

قابیل قد کشید ، مجدد گناه کرد

زخمی به پیکرت زد و وارونه شد جهان

هفتاد نسل بعد خودش را تباه کرد

فریاد یا برادر عباس زنده شد

مولا دوباره صورت خود را به چاه کرد

بغضی تمام گریه ی یک شهر را گرفت

طوری که در تلفظ  اشک اشتباه کرد

حالا منم و جمله ی آخر برای تو

از صفر تا خدا به تو باید نگاه کرد


شعر سوم:

روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیست

در وجودم سنگ روی سنگ دیگر بند نیست

اخم هایت را کمی وا کن که تاب آوردنش

در توان شانه های خسته ی الوند نیست

خواجه ی قاجار اگر چشم کسی را کور کرد

قصه اش آنچه مورخ ها به ما گفتند نیست

خواست تا از چشم زخم دشمنان حفظت کند

خوب می دانست کار آتش و اسپند نیست

آنقدر شیرین زبانی کار دستم داده ای

قند خون از خوردن  بیش از نیاز قند نیست

ای تنت شیراز راز آلود فتحت می کنم

گرچه در رگ هام خون پادشاه زند نیست


شعر چهارم:

این صندلی که جای تو خالیست روی آن

یعنی که آمدی، که نشستی، که ناگهان

پروانه وار پیله دراندی و پر زدی

رفتی به سمت نقطه ی پایان آسمان

اعجاب رفتنت در و دیوار را گرفت

حتی دهان پنجره باز است همچنان

بعد از تو لفظ و لهجه ی ساعت عوض شده است

طوری که حس نمی شود از چرخشش زمان

دیدم که بعد رفتن تو جای تیک تاک

می گفت لحظه ای نرو پیشم بمان بمان


شعر پنجم:

از ابتدا بیهوده می بارند باران ها

بهتر نخواهد شد کمی حال بیابان ها

دل ها همه مانند سیر و سرکه می جوشند

از حال ما تاثیر می گیرند قلیان ها

دنیای ما هرروز کوچک می شود بی تو

آن گونه که جا می شود در عمق فنجان ها

در هر مسیری که پا که بگذاریم گمراهیم

گویا نمی دانند مقصد را خیابان ها

سرویم اما باغ ها ما را نمی خواهند

از غم پناه آورده ایم اکنون به گلدان ها

دور و بر ما گرگ بسیار است، کاری کن

این بار بی شک راست می گویند چوپان ها


واژگان کلیدی: اشعار سورنا جوکار،نمونه شعر سورنا جوکار،شاعر سورنا جوکار،شعرهای سورنا جوکار،شعری از سورنا جوکار،یک شعر از سورنا جوکار،شعر سنتی سورنا جوکار،غزل سورنا جوکار،غزلیات سورنا جوکار،غزل های سورنا جوکار،غزلی از سورنا جوکار،یک غزل از سورنا جوکار.

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها