ای سیمگون رخت به سپیدی نشان برف

رهی معیری – غزلیات

شماره 77

برف بهمنی

ای سیمگون رخت به سپیدی نشان برف

خویت به سان آتش و رویت به سان برف

ای تازه گل که در مه بهمن دمیده ای

نشکفته جز تو لاله و گل، در میان برف

در فصل برف، بزم جهان گرمی از تو یافت

آتش شنیده ای که بود ارمغان برف ؟

چون برف را به روی لطیف تو نسبتی است

ای جان عاشقان، منم از عاشقان برف

پشتم خمیده ماند ز بار گران عشق

چون شاخه ی ضعیف ز بار گران برف

مولود بهمنی تو و نامهربان دلت

آموخت سردی از دل نامهربان برف

اشکم کند حکایت باران بهمنی

گر سردمهری تو کند داستان برف

تا کی به اشک دیده ی من خنده می زنی

مانند آفتاب به اشک روان برف

جان مرا چو مهر فروزنده گرم کن

کاندر غم تو موی رهی شد به سان برف

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها