تو سوز آه من ای مرغ شب چه می دانی؟

رهی معیری – غزلیات

شماره 138

بوسه ی جام

تو سوز آه من ای مرغ شب چه می دانی؟

ندیده ای شب من، تاب و تب چه می دانی؟

به من گذار که لب بر لبش نهم ای جام

تو قدر بوسه ی آن نوش لب چه می دانی؟

چو شمع و گل، شب و روزت به خنده می گذرد

تو گریه ی سحر و آه شب چه می دانی؟

بلای هجر ز هر درد جانگدازتر است

ندیده داغ جدایی، تعب چه می دانی؟

رهی به محفل عشرت به نغمه لب مگشای

تو دل شکسته، نوای طرب چه می دانی

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها