صدایی کز کمان آید نذیریست - ادبستان شعر پارسی % %

صدایی کز کمان آید نذیریست

مولانا-غزل شماره 348

 

صدایی کز کمان آید نذیریست

که اغلب با صدایش زخم تیریست

موثر را نگر در آب آثار

کاثر جستن عصای هر ضریریست

پس لاتبصرونت تبصرونیست

بصر جستن ز الهام بصیریست

تو هر چه داری نه جویانش بودی

طلب‌ها گوش گیری و بشیریست

چنان کن که طلب‌ها بیش گردد

کثیرالزرع را طمع وفیریست

مشو نومید از ظلمی که کردی

که دریای کرم توبه پذیریست

گناهت را کند تسبیح و طاعات

که در توبه پذیری بی‌نظیریست

شکسته باش و خاکی باش اینجا

که می‌جوید کرم هر جا فقیریست

کرم دامن پر از زر کرد و آورد

که تا وا می‌خرد هر جا اسیریست

عزیزی بخشد آن کس را که خواریست

بزرگی بخشد آن را که حقیریست

که هستی نیستی جوید همیشه

زکات آن جا نیاید که امیریست

ازیرا مظهر چیزیست ضدش

از این دو ضد را ضد خود ظهیریست

تو بر تخته سیاهی گر نویسی

نهان گردد که هر دو همچو قیریست

بود فرقی ز تری تا ترست خط

چو گردد خشک پنهان چون ضمیریست

خمش کن گر چه شرحش بی‌شمارست

طبیعت‌ها عدو هر کثیریست

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤