ای در غم تو به سوز و یارب - ادبستان شعر پارسی % %

ای در غم تو به سوز و یارب

مولانا-غزل شماره297

 

ای در غم تو به سوز و یارب

بگریسته آسمان همه شب

گر چرخ بگرید و بخندد

آن جذبه ی خاک باشد اغلب

از بس که بریخت اشک بر خاک

شد خاک ز اشک او مطیب

از گریه ی آسمان درآمد

صد باغ به خنده ی مذهب

من بودم و چرخ دوش گریان

او را و مرا یکیست مذهب

از گریه ی آسمان چه روید

گل‌ها و بنفشه ی مرطب

وز گریه ی عاشقان چه روید

صد مهر درون آن شکرلب

آن چشم به گریه می‌فشارد

تا بفشارد نگار غبغب

این گریه ی ابر و خنده ی خاک

از بهر من و تو شد مرکب

وین گریه ی ما و خنده ی ما

از بهر نتیجه شد مرتب

خاموش کن و نظاره می‌کن

اندر طلب جهان و مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤