ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه

ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه
به این پست امتیاز بدهید

ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه

بی‌قدمی رقص بین بی‌دهنی قهقهه

از سر پستان عشق چونک دمی شیر یافت

قامت سروی گرفت کودکک یک مهه

روی ببینید روی بهر خدا عاشقان

گر چه زنخ زد بسی کوردلی ابلهه

والله کو یوسف است بشنو از من از آنک

بودم با یوسفی هم نمک و هم چهه

چونک نماید جمال گوش سوی غیب دار

عرش پر از نعره‌هاست فرش پر از وه وهه

عاشق باشد کمان خاص بتی همچو تیر

هیچ نپرد کمان گر بشود ده زهه

آنک ز تبریز دید یک نظر شمس دین

طعنه زند بر چله سخره کند بر دهه

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0