ای غذای جان مستم نام تو

ای غذای جان مستم نام تو
به این پست امتیاز بدهید

ای غذای جان مستم نام تو

چشم و عقلم روشن از ایام تو

شش جهت از روی من شد همچو زر

تا بدیدم سیم هفت اندام تو

گفته بودی کز توام بگرفت دل

من نخواهم در جهان جز کام تو

منتظر بنشسته‌ام تا دررسد

از پی جان خواستن پیغام تو

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0