قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ن تا ه / ای بکرده رخت عشاقان گرو

ای بکرده رخت عشاقان گرو

ای بکرده رخت عشاقان گرو

خون مریز این عاشقان را و مرو

بر سر ره تو ز خون آثار بین

هر طرف تو نعره خونین شنو

گفتم این دل را که چوگانش ببین

گر یکی گویی در آن چوگان بدو

گفت دل کاندر خم چوگان او

کهنه گشتم صد هزاران بار و نو

کی نهان گردد ز چوگان گوی دل

کاندر آن صحرا نه چاه است و نه گو

گربه جان عطسه شیر ازل

شیر لرزد چون کند آن گربه مو

زر کان شمس تبریزی است این

صاف باشد گر بجویی جو به جو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code