قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف م / عاقبت ای جان فزا نشکیفتم

عاقبت ای جان فزا نشکیفتم

عاقبت ای جان فزا نشکیفتم

خشم رفتم بی‌شما نشکیفتم

در جدایی خواستم تا خو کنم

راستی گویم جدا نشکیفتم

کی شکیبد خود کهی از کهربا

کاهم و از کهربا نشکیفتم

هر جفاکش طالب روز وفاست

من جفاکش از وفا نشکیفتم

نرم نرمک گویدم بازآمدی

گویمش ای جان ما نشکیفتم

ای دل و ای جان و چشم روشنم

بی‌پناه توتیا نشکیفتم

بر سرم می زد که دیدی تو سزا

ناسزایم ناسزا نشکیفتم

آزمودم مردگی و زندگی

در فنا و در بقا نشکیفتم

مطربا این پرده گو بهر خدا

ای خدا و ای خدا نشکیفتم

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code